تبلیغات
صدای ملکوت - نقاشی انقلاب و تصاویر فرم نما
نقاشی انقلاب و تصاویر فرم نما


پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 و شروع جنگ تحمیلی، تاثیرات ایدئولوژی ، دینی و انقلابی ناشی از این جریانات سیاسی، به حوزه فرهنگ و هنر نیز کشیده شد و رهاورد آن جنبشی در هنرهای تجسمی است که امروزه به آن "نقاشی انقلاب " می گویند. در این نوشتار به نقد آثار شکل گرفته در این جنبش خواهیم پرداخت.

نقاشی انقلاب و تصاویر فرم نما

تا پیش از دگرگون شدن دنیای هنرمند ایرانی، او تلاشی برای بازنمایی عینی طبیعت نمی کرد. بنابر نگرش خویش به عالم، دنیای سه بعدی را در دو بعد نمایان می ساخت. نقاش ایرانی با نگاه خاص خود و تحول طبیعت عینی به جهانی خیالی و ذهنی، می توانست با ساده سازی اشیاء و عناصر، در کار نیاوردن سایه روشن و حجم پردازی و پرسپکتیو ، و استفاده از رنگ های تخت و درخشان، تاکید کردن بر اختلاف سطوح و پلان ها و بافت ها و پرهیز از هر آنچه نقاشی را به جهان مادی شبیه ساخت، جهان ذهنی خود را به تصویر در می آورد. در این نگرش برتری جهان تمثیلی و تخیلی بر جهان عینی و محسوس مستتر بود.

پس از آمدن هنرهای تجسمی غرب به ایران ، نقاش ایرانی با فضای خیالی خود وداع کرد و به استقبال تحولات تازه ی هنر رفت.1

شاید شروع گرایش به "رئالیسم تصویری" را بتوان در اواخر دوره صفویه یافت اما با گذشت زمان و ورود به دهه 30 تا50 هجری شمسی ، موج نوگرای وارداتی غرب سبب آشفتگی هرچه بیشتر آثار هنرمندان ایرانی شد، به طوری که مسیر چند صدساله ی غرب ، تنها در دو دهه پیموده شد ؛ در این دوران، برخی نقاشان آن روزگار به بررسی و تجربه چندهفته ای از یک سبک اکتفا کرده و به دنبال شیوه ی نو و البته غربی دیگری می رفتند.

در همین حین ، برخی هنرمندان به دنبال استفاده و به کارگیری "اصالت و عناصر بومی" شاخه هایی نوین را در هنر مدرنیست ایرانی شکل دادند که شاید جنبش سقاخانه شناخته شده ترین آنها باشد.

نقاشی انقلاب و تصاویر فرم نما

از سویی دیگر، تشکیل انواع انجمها، گالری ها و بینال های هنری ، باعث هرچه "منزوی" تر و "خاص"تر شدن هنر مدرنیست ایرانی شد بطوریکه خوانش آثار مدرن ، جز برای جامعه هنری و روشنفکر آن روزگار ، ممکن نبود و مردم عادی آنچنان از فضای هنری دور افتادند که دیگر معنای یک اثر را نه تنها ادراک نمی کردند بلکه غریبه و خارجی می یافتند.

تمامی موارد بالا باعث نوعی دل زدگی و دورافتادگی از هنر معاصر و جریانات هنری آن روزگار و فضای عمومی جامعه شد. شاید همین موضوع باعث شد که با بروز انقلاب و شدت مخالفت با هر آنچه که" غربی" نامیده می شد، سبب شکل گیری هنرهای تجسمی ای شود که امروزه به آن "هنر انقلاب" نام نهاده اند.

هنری که شتابزده به دنبال بیان مفاهیم والای شهادت، شهامت، مقاومت و استقلال در "فرم های صرفا رئالیستی" بود. تصاویری که هرچند مشکل هنر مدرنیستی و عدم فهم آن را برای عامه مردم نداشت اما در بیان مفاهیم والای انسانی نیز ناتوان بود.

همین موارد باعث شد که پس از گذر از شور انقلابی و دوران سخت جنگ، با شروع دوره نو سازی و قوام ایده های انقلابی و شکل گیری کامل آرمانهای تئوریک انقلاب اسلامی، نمادها و سمبل های شکل گرفته در این دوره به دست فراموشی سپرده شود.

نقاشی انقلاب و تصاویر فرم نما

بسیاری از هنرمندان انقلاب هم که روزگاری را به تجسم پیکره های مادران شهید و شهدا و امام خمینی رهبر انقلاب و ... گذرانده بودند ، با گذر زمان از تجسم های صرفا مادی و ناتورالیستی دست شسته و به اصطلاح "سبک" خود را تغییر دادند.

به همین دلیل امروزه با گذر تنها سی سال از آن روزگار، هیچ هنرمندی باقی نمانده که خط سیری از آن زمان را در آثارش باقی نگه داشته باشد. هنری که روزگاری نقل محافل مذهبی و هنری بود و بر دیوارهای شهر ، به عنوان نقاشی دیواری و یادواره های انقلابی قد علم می کرد، امروزه روز به کلی رنگ باخته و تنها به عنوان به "هیجان اجتماعی و سیاسی" در کتاب ها باقی مانده است.

انقلاب اسلامی ایران، تنها انقلابی در جهان نبود که شالوده های ایدولوژی رژیم قبل از خود را به ریز سوال برده باشد، انقلاب فرانسه و انقلاب مکزیک هم به نوعی دغدغه های مشابهی را حداقل در بستر اجتماعی و جنگ تجربه کردند، اما چه شد که پس از انقلاب در آن کشورها ، هنرمندان بزرگی چون "گویا" و "دیه گو ریورا" ظهور کردند که تا به امروزه مایه افتخار مردم خویشند و هنوز دانشجویان و محققین ، به کنکاش در ریشه های اندیشه پنهان در تصاویر به جای مانده از ایشان می پردازند، اما "هنر انقلاب" ایران به دست فراموشی سپرده شده و هیچ پژوهشگری رغبتی به مرور آثار آن دوران ندارد؟

به هر روی آنچه که بدون تردید می توان به آن اذعان داشت این نکته است که هنر بدون داشتن ایدئولوژی و مبانی فکری و عقیدتیِ درست ، محکم و روشن ، و صرف تجسم "فرمگرایی" دوام نخواهد یافت و تنها می تواند موجی هیجانی را در دوره ای خاص به وجود آورد.

نقاشی انقلاب و تصاویر فرم نما

هنر غربزده ی دوره قبل از انقلاب و هنر شتابزده رئالیستی بعد از انقلاب ، گواه این مدعاست.

امروزه نیز متاسفانه هنوز دیدگاه هایی که سبب شکل گیری "هنر انقلاب" شد به طور کامل خشک نشده و از میان نرفته است، تصاویر فرمالیستی از ائمه اطهار خصوصا حضرت امام حسین و حضرت ابوالفضل (ع) که در دهه های محرم هر ساله به صورت بیلبرد و پلات در هر کوچه و برزن آویخته می شوند ، زنگ خطری دیگر و بعضا جدی را در نگرش به هنرهای دینی و مذهبی و عقیدتی به صدا در می آورند که جز با کار فرهنگی و بالا بردن دید بصری و زیبایی شناسی درست در عامه مردم اصلاح نخواهد شد.

به امید آنکه با پیگیری فرمایشات مقام معظم رهبری در نگرش صحیح به "سبک زندگی" و یافتن هویت دینی و بومی ، بتوانیم در جلوی نسل آینده ،که دستاوردهای فرهنگی و هنری روزگار ما را نقد خواهند کرد، سربلند باشیم.

 

پی نوشت:

1- گودرزی، ص 231


ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در یکشنبه 13 بهمن 1392ساعــت10:17 ق.ظ تــوسط عظیم جان آبادی | نظرات ()
طبقه بندی: جایگاه روحانیت و رهبری دینی در پیروزی انقلاب اسلامی،