تبلیغات
صدای ملکوت - 35 سال سیاست خارجی انقلاب اسلامی
35 سال سیاست خارجی انقلاب اسلامی


تعلیق، مقاومت ، دشمنی، دوستی سیاست خارجی نقطه حساس دولت های مختلف در مسئولیت های آنها بوده است. شرایطی که حساسیت های زیادی روی ان وجود دارد و ممکن است خط انقلاب را دچار انحراف کند.

یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می گوید که اصول و استراتژی سیاست خارجی ایران در سالهای بعد از پیروزی انقلاب یکسان بوده و آنچه باعث تفاوت رویکرد دولت ها در این حوزه بوده تاکتیک ها و روش هایی است که دولت ها بسته به شرایط داخلی و خارجی اتخاذ کرده اند.

نوذر شفیعی  در گفت و گو با سایت اطلاع رسانی تبیان با اشاره به تغییر تاکتیکی سیاست خارجی کشور در دولت های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و اعتدال معتقد است که این حرکت ها همه در راستای چارچوب های سیاست خارجی نظام قرار داشته است.

مشروح گفت و گوی تبیان با نوذر شفیعی را در زیر می خوانید:

نوذر شفیعی

-کدام بخش از سیاست خارجی کشور در 35 سال گذشته اصول ثابتی بوده و کدام یک نتیجه تغییر دولت ها بوده است؟

سیاست خارجی ایران به ادوار مختلف تقسیم می شود. در تمام این ادوار منهای دولت موقت، اصول و استراتژی ها یکسان بوده و تاکتیک ها و روش ها هم متفاوت با یکدیگر بوده است.

در واقع آرمان های انقلاب جوهره اصلی سیاست خارجی نظام بوده ولی ممکن بود یکی آرمان های انقلاب را از طریق نظامی  تعقیب کند، یکی از طریق سیاسی، یکی فرهنگی و یکی از طریق فکری تا جامعه ایران به یک جامعه الگو و مدل تبدیل شود و دیگران به لحاظ فکری از آن پیروی کنند. این یک روند کلی بوده است. اما سیاست خارجی امر ثابتی نیست. می گویند دیپلماسی هم هنر است و هم روش اجرا. ما نمی توانیم بگوییم تا ابد با ایالات متحده آمریکا قطع رابطه هستیم، در حقیقت باید روابط بین الملل را در یک محیط پویا ببینیم و نه یک محیط ایستا. یعنی یکسری متغیرها ممکن است ظهور و بروز پیدا کند و به قطع رابطه منجر شود و یکسری متغیرها هم ممکن است بروز پیدا کند و به برقراری رابطه منجر شود. اما در کل مقاومت، تاکید و ایستادگی بر این اصول و آرمان ها وجود داشته است. حالا گاهی این را آرمانگرایی خوانده اند، گاهی واقع گرایی، گاهی هم آرمانگرایی واقع گرا و گاه واقع گرایی آرمان گرا. اینها کلمات و واژه هایی است که در توصیف این رفتار به کار می بریم. به نظر من به طور طبیعی ما در حال حرکت از آرمان گرایی صرف به سمت واقع گرایی آرمان گرا هستیم به این معنا که باید آرمان ها را با توجه به واقعیت های موجود تعقیب کرد تا آن اصل هزینه و فایده رعایت شود.

- اصول کلی نظام در حوزه سیاست خارجی به صورت مصداقی چیست؟

اصول و آرمان هایی که سیاست خارجی نظام بر آن استوار بوده است یکی قاعده نفی سبیل یعنی نفی سلطه و زیر دستی است یا اینکه می گوییم نه ظلم می کنیم و نه تحت ظلم قرار می گیریم یکی از آنهاست. اصل دیگر عدالتخواهی است اینکه ما خواهان یک نگاه برابر در توزیع ثروت و رفاه در سطح جهان هستیم یا اینکه در تصمیم گیری های بین المللی خواهان متوازن شدن تصمیم گیری ها هستیم؛ چه در ساختار سازمان های بین المللی مثل سازمان ملل متحد، صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و ... که موارد این چنینی جزو اصول ماست یا حمایت از نهضت های آزادی بخش؛ مثلا حمایت ایران از حزب الله، حماس و جهاد اسلامی فلسطین در این چارچوب است. یا حمایت از کشورهای مسلمان در گوشه و کنار جهان. اصل دیگر حمایت از ملل آزاده جهان است. مثلا اگر ما با کوبا یا ونزوئلا رابطه داریم آن ها را به عنوان یک ملت آزاده می بینیم. آزاده در این تعریف کسی است که در مقابل نظم نامتعادل و نامتوازن موجود قرار می گیرد. یا اهمیت دادن به کشورهای همسایه به ویژه کشورهای مسلمان که اینها جزو اولویت های سیاست خارجی ما بوده و از دل آرمان های انقلاب بیرون آمده و تعقیب شده است.

 اهمیت دادن به کشورهای همسایه به ویژه کشورهای مسلمان که اینها جزو اولویت های سیاست خارجی ما بوده و از دل آرمان های انقلاب بیرون آمده و تعقیب شده است

-آیا همه دولت های بعد از انقلاب این اصول کلی را قبول داشته اند؟

دولت ها بلا استثنا این چارچوب ها و ساختار کلی در سیاست خارجی را قبول دارند.

-پس چه چیزی باعث می شود رفتار دولت ها در حوزه سیاست خارجی اینقدر متفاوت و حتی بعضا متضاد با یکدیگر به نظر بیاید؟

آنچه در دولت ها متفاوت بوده نوع اجرای آنهاست و این موضوع تحت تاثیر دو عامل قرار دارد یکی شرایط داخلی و دیگر شرایط خارجی. مثلا وقتی اوضاع اقتصادی داخلی نامطلوب است و وقتی فشارهای بین المللی روی کشور شکننده است دولت هم ناچار است در روش ها و تاکتیک ها تغییر ایجاد کند. مثلا در موضوع هسته ای ممکن است غنی سازی 5 درصد برای ما کافی باشد و لزومی ندارد به 60 درصد برسیم. شاید به این نتیجه برسیم که اول قدرتمند شویم و تثبیت شویم و بعد برخی آرمان های دیگر را تعقیب کنیم. خیلی از کشورها این طور بوده اند؛ مثل چین.

نوذر شفیعی

-دولت های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و اعتدال به نظر شما هر کدام چقدر در سیاست خارجی موفق بوده اند و توانسته اند نظام را به پیش ببرند؟

تفسیر این موضوع متفاوت است. مثلا دولت سازندگی دولت بعد از جنگ بود و لازم بود برای بازسازی های بعد از جنگ سرمایه گذاری خارجی داشته باشیم. در دولت اصلاحات به شدت تحت فشار بودیم و ناچار بودیم با گفتمان تنش زدایی و تشنج زدایی فضا و فرصتی را برای نظام فراهم کنیم. در دولت آقای احمدی نژاد گفتمان مقاومت را در حوزه سیاست خارجی در پیش گرفتیم چرا که در آنجا لازم بود در مقابل فشارهایی که به ما وارد می شود ایستادگی نشان دهیم. در دولت آقای روحانی هم با توجه به اینکه فشارهای مضاعفی وجود داشت و تحریم ها قرار بود شکننده شود، انعطاف در مواضع لازم بود. اینها کارهای تاکتیکی بود که دولتها انجام دادند و هر کدام در جای خودش معنا و مفهومی پیدا می کند.

-یعنی شما همه این تاکتیک ها را در راستای اصول کلی نظام در حوزه سیاست خارجی می بینید؟

من معتقدم این حرکت ها که بعضا بسیار هم متفاوت به نظر می رسد همه در راستای همان محور اصلی قرار داشته است و متناسب با شرایط داخلی و خارجی طراحی شده است.

- به نظر شما هیچکدام از این تاکتیک ها از اصول و آرمان های کلی منحرف نشده است؟

ما یک ساختار و یک کارگزار داریم. ساختارها تغییری پیدا نمی کند این کارگزارها هستند که تغییر می کنند و متاثر از تغییر کارگزاران، ممکن است تکنیک ها و روش ها تغییر کنند. اما نهایتا کارگزارها و دولت ها موظفند در چارچوب کلی این ساختار حرکت کنند.

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 16 بهمن 1392ساعــت12:59 ب.ظ تــوسط عظیم جان آبادی | نظرات ()
طبقه بندی: دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران،