تبلیغات
صدای ملکوت - نقش مردم در بقای انقلاب اسلامی ایران
نقش مردم در بقای انقلاب اسلامی ایران
آنچه در این تحقیق مورد توجه خاص می باشد تأکید بر نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استمرار این حرکت بزرگ می باشد که در این راستا تلاش می شود فرامین امام علی(ع) در نهج البلاغه نصب العین قرار گیرد و با بهره گیری از این فرامین و دستورات نقش مردم در بقای انقلاب تبیین گردد.
 
مقدمه:
در بهمن ماه سال 1357 تحولی عظیم و شگرف و به کلام رهبر کبیر انقلاب امام امت، معجزه ای الهی در ایران رخ داد که همه متفکرین و تحلیلگران سیاسی، تاریخ نگاران و سیاستمداران دنیا را به حیرت و تعجب واداشته است؛ زیرا هیچ یک از آنان، حتی سازمانهایی که به انبوه اطلاعات بسیار حساس و سری و مجهزترین امکانات تکنولوژیکی دسترسی داشته و از کمک تئوریسینها و تحلیلگران گوناگون بهره می برند نتوانستند وقوع انقلاب اسلامی ایران را در این زمان و موقعیت و منطقه جهان و به این شکل و ماهیت، پیش بینی کنند.
 
درباره اهمیت و عظمت انقلاب اسلامی ایران، تاکنون صحبتهای زیادی شده و هرکس به فراخور دانش و توان فکری محدود خود، مطالبی در این رابطه بیان می دارد، لکن می توان گفت که عظمت این انقلاب به این لحاظ است که ملتی بدون سلاح به عمر طولانی رژیم شاهنشاهی خاتمه داده و حکمران فاشیست و مستبد رژیم شاهنشاهی را که بر قدرتمندترین ارتشهای منطقه فرماندهی می کرد و میلیونها دلار درآمد نفت، صرف هزینه او می شد و تقریباً همه دولتهای مقتدر جهان، از جمله آمریکا و حتی روسیه و چین، تا پایان کار از او حمایت می کردند، از اریکه قدرت به زیر آورد.
 
آنچه در این تحقیق مورد توجه خاص می باشد تأکید بر نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استمرار این حرکت بزرگ می باشد که در این راستا تلاش می شود فرامین امام علی(ع) در نهج البلاغه نصب العین قرار گیرد و با بهره گیری از این فرامین و دستورات نقش مردم در بقای انقلاب تبیین گردد.
ویژگی های اساسی انقلاب را بسیاری چنین برشمرده اند؛ 1: خشونت و طغیان: از آنجا که مردم در چهارچوب قانون نمی توانند به خواسته های خود دست یابند چاره ندارد جز اعمال قدرت سیاسی. غیر قانون نمی توانند به خواسته های خود دست یابند2. - مردمی بودن: انقلاب منازعه ای است که در آن بخش عمده ای از جمعیت به صورت موثر بسیج می شوند. ویژگی مشارکت توده ای در منازعه انقلابی موجب تمیز انقلاب از منازعات دیگر است. 3- رهبری و سازمان: که نقش بسیج کننده دارد و بسیج توده ها نیازمند وجود شرایط نامطلوب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ویژه ای است. رهبر با طرح این ناهنجاری ها می تواند عمل بسیج را صورت دهد. آخرین مشخصه برای این انقلاب ایدئولوژی است. تعبیر و تفسیر شرایط موجود جهت تقبیح آن و ترسیم جامعه ای بهتر که معمولاً توسط رهبران انقلابی تدوین می گردد و عناصر اساسی ایدئولوژی ولو مبهم به منازعه انقلابی جهت و معنی می بخشد و دورنمای آینده انقلاب را تعیین می کند، حال با این مقدمه به بحث اصلی می پردازیم.
 
وضعیت روحی مردم در دوران انقلاب
 
مردمی که در جریان تند انقلاب در کوران و توفان پرخروش آن قرار می گیرند، احساساتی برانگیخته و عواطفی پرشور دارند. آنچنان احساسات برانگیخته می شود که معمولاً خودی ها به نسبت بسیار زیادی فراموش می شوند. برخورد تند با دشمن و بلاها و سرشکستگی ها و ظلم هایی که از دشمن به آنها رسیده، آنچنان خشم انسانها را برمی انگیزد که تمام نیروی نهانی بسیج می شود و تمامی قدرتی که در ژرفای روح انسانها نهفته است، آشکار می گردد و این قدرت و توفان و خشم با هدف گیری روشن و مشخص به سوی نقطه خطرناک دشمن متوجه می شود چون دشمن و نقطه خطر مشخص است که کیست و کدام است؟ تمام احساسات برانگیخته و ظلم برافروخته در برابر دشمن جانی و تجاوزگر نیرویی عظیم و توفنده ای از مجموع قدرت بسیج شده توده مستضعف به پا خاسته به وجود می آید که کلیه محاسبات سیاسی دنیا را به هم می زند.
 
یعنی محاسباتی را که روی قدرت نظامی و وابستگی های سیاسی و پشتوانه های اقتصادی است و می خواهد فراز و نشیب تاریخ را بر این چنین معیارهایی ارزیابی کند. اما ناگهان می بینیم نیرویی با پشتوانه ایمان و آرمان و هدفهای اشباع شده از ایدئولوژی اسلام به وجود می آید و متولد و متبلور می شود که به هیچ وجه در گردونه محاسبه قدرت و فراز و نشیب حوادث قابل پیش بینی نیست.
 
لذا بسیج این نیروی مردمی دشمن را خیلی زود از پا در می آورد و تمام دنیا را غافلگیر می کند. این حالت قبل از انقلاب همراه ایمان، آرمان، رهبری و خشم است و در عین حال تبعیض، فساد، ظلم و بی عدالتی است که بستر مساعدی برای خشمگین شدن مردم و بسیج توده ها فراهم می کند. وقتی این خشم و توفان و قیام از نیروی ایمان اشباع شد و از آرمانهای بلند اسلام محتوا گرفت با رهبری قاطع، قدرتی بزرگ به وجود می آورد و دشمن را در هم می کوبد.
تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از نهضت امام حسین(ع)
 
با وجود فراز و نشیب هایی که در رابطه با انقلاب اسلامی وجود دارد واقعیت این است که این انقلاب دارای تفاوت های عمده ای با سایر انقلابات جهان است. یک نکته قابل طرح، تأثیرپذیری حرکات وقایع از نهضت حسینی است. بسیج مردمی و پارادایم کربلا فرآیندی است که طی آن واحد اجتماعی که بیشتر از این منابع سه گانه جمعیتی، اقتصادی و نظامی قدرت را در دست دارند که در این مجموعه منابع جمعیتی با کسب وفاداری توده در اولویت نخستین است. میشل فیشر یکی از نظریه پردازان غربی است که در کتاب «شماهای تفسیری» عامل اصلی وحدت بخشی را که به عنوان مجموعه ای از منابع نمادین عمل می کند پارادایم کربلا می داند که درک مشترکی از شهادت امام حسین (ع) در کربلا محسوب می شود.
پارادایم کربلا از نگاه او سومین بخش داستان اصلی محمد، علی و حسین است. پارادایم کربلا به عنوان یک چهارچوب معنایی برنامه ریزی شده کل منابع و نمادهای موجود فرهنگی را با قدرت بسیار در خود جذب می کرد و آن را در معرض استفاده به منظور بسیج توده ای قرار می داد. به قول فیشر پارادایم کربلا حماسه ای ارزشی با توان بسیجی بسیار زیاد محسوب می شود که بر اساس تجارب مذهبی روزمره تاریخ اجتماعی، فرهنگی ملت شکل گرفته و ابزاری بود که با نارضایتی های موجود و تلاش برای یافتن شیوه هایی برای بیان و بسیج که بخشی از نظام فرهنگی بود معنا می داد بازیگران ناچار نبودند خارج از نظام معنایی مشترکی که وجود داشت به جست وجوی اعتبار برآیند.
 
اسکاچ پل در رابطه با ارتباط نهضت حسینی(ع) با نهضت خمینی(ره) معتقد است که اسطوره امام حسین(ع) چهارچوبی برای خود نمود. او حتی تا آنجا پیش می رود که نقش و تأثیر نهضت حسینی(ع) بر مردم ایران را به مسلمانان و شیعیان خلاصه نمی کند بلکه می نویسد نکته حائز اهمیت این است که ایرانیان حتی در خارج از مرزها بین مومنین و غیر مومنین می توانستند با یکدیگر متحد گردند، زیرا اسلام شیعه در یک رهبری اخلاقی علناً سازش ناپذیری یک کانال ملی دومی را برای ابراز مخالفت مشترک علیه پادشاهی که به خارجیان بیش از حد نزدیک بود فراهم آورده بود.
 
تأثیرپذیری نهضت امام خمینی(ره) از نهضت کربلا در این بعد، یعنی عزت مداری و ذلت گریزی را نیز به وضوح می توان دید. امام خمینی(ره) از همان اول نهضت، عزت اسلام را مورد اهتمام و توجه جدی قرار دارند.
 
نقش مردم در پاسداری از انقلاب اسلامی ایجاد حکومت جمهوری- مردمی
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مردم نقشی در تعیین زندگی خود نداشتند. رژیم پهلوی چه در قانون و چه در عمل نقش قابل توجه و موثری برای مردم در نظر نگرفته بود و آرا و نظرات مردم برای آنها ارزشی نداشت. اصولاً در رژیم های سلطنتی، مردم نقش و جایگاه موثری در ساختار حکومتی و تعیین مقامات بلندپایه کشور و نیز تصمیم گیریهای مهم و کلان حکومت ندارند.
 
در همین رابطه «آنتونی پارسونز» آخرین سفیر انگلیس در رژیم پهلوی در خاطرات خود می نویسد:
 
رژیم پهلوی بر دو بنیاد اصلی قدرت استوار بود که عبارت بودند از ارتش و ساواک» این اعتراف سفیر انگلیس به عنوان کشوری که حامی رژیم پهلوی بود، به خوبی نشانگر این است که مردم جایگاه و نقش موثری در رژیم پهلوی نداشتند و رژیم، اتکا به مردم نداشت. اما به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به این سیاست و بینش پایان داده شد. این دستاورد بزرگ انقلاب موجب گردید مردم نقش اصلی و تعیین کننده ای در مهمترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه پرسیها و نیز اداره کشور داشته باشند. حضرت امام خمینی(ره) چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن همواره تأکید بر نقش مردم داشته و حقیقتاً برای آن ارزش و اهمیت قائل بودند. در طول دوران مبارزه و بعد از پیروزی انقلاب، مخاطب و همراه اصلی امام توده مردم بودند. امام، مردم را ولی نعمت مسئولان کشور معرفی کرده و همه مقامات مملکتی را به خدمت به آنها دعوت و سفارش می کردند. حکومت ما از دور رکن و پایه اصلی تشکیل یافته است: پایه اسلامی و پایه جمهوری و یکی از هنرهای بزرگ و اعجاب انگیز امام و انقلاب اسلامی و قانون اساسی ایران، تلفیق و ترکیب اسلامیت نظام با جمهوریت آن می باشد. در عین وفاداری به اسلام، نقش مردم نیز حفظ شده است. در اینجا به بررسی رکن دوم حکومت یعنی جمهوریت آن می پردازیم.
 
بی گمان حضور همه جانبه مردم در تمامی صحنه های انقلاب اسلامی در پاسداری از انقلاب اسلامی ایران و در دستاوردهای آن نقش اساسی و مهمی داشته و دارد. چنانچه این حمایت های مستمر در حوادث پس از انقلاب در پیش از دو دهه اخیر صورت نمی گرفت دچار تزلزل و ناپایداری می گردید. در میان شاخصه هایی که نشانگر این حضور همه جانبه مردم در لحظه لحظه گذر انقلاب از هنگام پیروزی آن است شاخصه های نقش مردم در پاسداری و تداوم انقلاب را اینگونه می توان نام برد: الف- شرکت در انتخابات گوناگون ب- مشارکت همه جانبه در صحنه های عمومی ج- مبارزه با بحران های داخلی و مبارزه با ضد انقلاب د- مبارزه با تهدیدهای خارجی
اعم از تجاوزات و تحریم ها.
 
1-مردم با حضور خود در تمامی انتخابات می توانند ثابت کنند که کماکان حافظ همان انقلابی که به وجود آوردند و برای آن جانها و خونها دادند، باشند و از آن دفاع می کنند.
 
2-به واسطه مشارکت در همه عرصه های علمی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی فراملی می توانند ثابت کنند و تقویت کننده انقلاب باشند.
 
3- هر انقلابی که در هر کشوری صورت می گیرد به خودی خود هم موافق و هم مخالف دارد و موافقان که خود به راه خود می روند و اما مخالفان که در هر لحظه دنبال این هستند که نشان دهند که این انقلاب از پایه و اساس دچار مشکل بوده و هست که همان موافقان باید با اعمالشان نشان دهند که حرفهای آنها بیهوده است و اینگونه که آنها می گویند، نیست.
 
در این راه باید به مبارزه با آنها پرداخته و جلوی این بحرانها را بگیرند و اما مسئله آخر مقابله با تهدیدهای خارجی است، همانگونه که معلوم است هر کشوری با موقعیت انقلابی که در آن ایجاد می شود و ساختارهای قبلی در آن شکسته می شود و علی الخصوص اگر آن انقلاب اسلامی نیز باشد، در عرصه بین المللی کشورها برای او در جبهه مخالف، صف آرایی می کنند و مخالفت خودشان را با وضع موجود اعلام می دارند و خواستار بر گرداندن وضع به حالت قبل هستند حال آنکه وظیفه مقابله با تهدیداتی که به وجود می آید با کیست؟ باید گفت این مردم هستند که باید در صحنه بودن خودشان را حفظ کنند و با حمایت های همه جانبه خود از دولت اثبات کنند که خواستار سر بلندی کشورشان در مقابل با این تهدیدها و تجاوزات و تحریمها هستند.
 
بحث بعدی در این فصل بازتاب انقلاب اسلامی در دیگر کشورهای مسلمان است که آگاهی از وضعیت موجود، آگاهی از وضعیت مطلوب، آگاهی از لزوم حرکت و شناخت و اطمینان نسبت به امکان مبارزه و تحقق پیروزی، آگاهی از توان و امکانات خود و دشمن، شناخت و آگاهی نسبت به تجربه تاریخی و عمل سایر جنبشها و نهضت ها از جمله این موارد می باشد. احمد جبریل دبیر کل جبهه خلق برای آزادی فلسطین می گوید: جمهوری اسلامی ایران با رهبری اسلامی و حکیمانه آن محوری برای بیداری اسلامی در جهان و پناهگاهی برای مجاهدان انقلابی شده است.
 
سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان نیز در سخنانی در بیروت می گوید: انقلاب اسلامی ایران مسلمانان جهان را بیدار کرد و به آنان عزت بخشید و این مسئله در حضور قوی ملت ها در صحنه های جهاد و مبارزه علیه رژیمهای وابسته غربی به خوبی نمایان است.
نقش مردم در ثبات انقلاب از دیدگاه امام علی(ع)
 
با توجه به مطالب گفته شده قسمت های قبلی و چنانچه که بیان شد مردم می توانند نقش بسیار تعیین کننده ای در پاسداری از انقلاب داشته باشند. حال باید دیدگاه امام علی(ع) را در این مورد بررسی قرار داد. امام علی(ع) متحد شدن را نمونه ای از این توانایی می داند، چنانکه در خطبه 112 نهج البلاغه اینگونه می فرمایند:« انما انتم اخوان علی دین الله، ما فرق بینکم الا خبث السرائر وسوء ضمائر فلا توارزون ولا تناصحون ولا تباذلون ولاتوادون» همانا که شما براساس دین خدا که آیین فطرت است با یکدیگر برادر و پیوسته هستید و تنها ناپاکی های درونی و انگیزه های زشت موجب تفرقه و جدایی میان شما شده است که در نتیجه تعاون و همیاری، نصیحت، بذل، بخشش، دوستی و محبت از میان شما بر خاسته است. همچنین فتنه ها و هوس ها که انسانها باید از آن به دور باشند تا باعث اختلافات نشود و باید از به وجود آمدن آن جلوگیری کنند.
 
خطبه 05 امام علی(ع) بیانگر این مسئله است: «انما برء....الفتن اهواء تتبع...» همچنین ایجاد شکاف و اختلاف که باید از آن نیز دوری کرد.(نهج البلاغه) خطبه 120 نیز بیانگر این مسئله است:
 
«ان الشطان لیسی حکم حراقه و یریدان یحل دینکم عقده و یعطیم با لجماعه الفراقه و بالقرقه الفتنه قاصد فراعن نزعاته و نفثاته». خطبه 40 امام علی(ع) «ایها الناس بهذا الامراقواهم علیه واعلیهم بامر الله فیه...». مبارزه با گناه نیز جزو مطالبی است که باید از آن دوری کرد. نهج البلاغه. در خطبه 16 امام علی در مورد گرایش به راست و چپ نقل می کند: راست و چپ راه ضلالت است و راه میانه تنها جاده راه رسیدن به تکامل و فلسفه آفرینش است. همین مورد را در خطبه های دیگر نیز متذکر می شوند و نیز برخی از صفات منافقین را بیان می کنند که بدین ترتیب می باشد.
 
رنگ عوض کردن
«یتلونون الوانا ویفتنون افتنانا»
 
آراستگی ظاهر
«قلوبهم دویه و صفاحهم نقیه»
 
حرکتهای پنهان
«یمشون الخفا و یدبون الضراء»
 
بر خلاف گفتار (درد بی درمان)
«و صفهم دواء وقولهم شفاء و فعلهم الداء العیاء».
 
در خطبه 210 که باید از آنها حذر کرد تا بدین وسیله مردم بتوانند از انقلاب پاسداری کنند موارد ذکر شده فوق از آن بابت است که باید از یکسری خصوصیات و موارد بر حذر بود و جلوگیری کرد که مانع تداوم انقلاب اسلامی است. در مطالب قبل دیدیم که از دیدگاه نهج البلاغه، اتحاد، بزرگ ترین و عمده ترین نقش را در رابطه با تداوم انقلاب ایفا می کند و این یک اصل عام و سنت قطعی و اجتناب ناپذیر آفرینش است که در صورت تخلف هیچ نیرویی نمی تواند از شکست نهایی انقلاب پیشگیری کند.
 
بر این اساس یک بحث بنیادی دیگر مطرح می شود که منشأ و ریشه اتحاد و اختلاف چیست؟ در نظام آفرینش، بر اساس چه ضابطه ای می توان نیروها را با هم متحد نمود؟
از نظر نهج البلاغه، اتحاد امری طبیعی و فطری است و انسان همراه با غریزه نوع دوستی و برادری پدید آمده است. بنابراین آنچه درباره آن باید ریشه یابی نمود، اختلاف است؛ زیرا که اتحاد ریشه در فطرت انسان دارد.
می بینیم برادری و اتحاد و نوع دوستی به عنوان یک واقعیتی که مقتضای فطرت و طبیعت انسان است، در این خطبه مطرح شده و ناپاکی های درونی و انگیزه های زشت به عنوان ریشه و منشأ تفرقه و پراکندگی نیروها مورد توجه است. در خطبه قاصیه هم که قبلاً مورد بحث قرار گرفت، عقده ها و کینه های شخصی عامل تفرقه دانسته شده است. بنابراین باید حساب کرد که ناپاکیهای درونی و عقده ها و کینه ها که ریشه اختلافات نیروها هستند از کجا نشأت می گیرند؟
 
از نظر نهج البلاغه، مبدأ تمام عقده هایی که منجر به اختلافات و مانع از تداوم انقلاب می شوند، خودپرستی و خودمحوری است و این تلازم به حدی است که اصولاً در این کتاب از اختلاف نیروها تعبیر به اختلاف هوسها می شود و این واقعیتی است که قابل تردید نیست. لذا امام علی(ع) و پیش از ایشان پیامبر اسلام خودپرستی و خودمحوری را بزرگ ترین خطری می دانند که هویت جامعه اسلام و تداوم انقلاب اسلامی را تهدید می کند.
 
عدم تداوم انقلاب اسلامی در آغاز شکوفایی انقلاب مطالعه دقیق تاریخ اسلام این واقعیت را اثبات می کند که علت اصلی عدم تداوم انقلاب اسلامی در آغاز شکوفایی خود با اینکه از نیرومند ترین رهبری پشتوانه داشت، این بود که جهاد اکبر ضمیمه جهاد اصغر آنها نشد که در پیکار کوچکتر ابرقدرتها را به زانو درآورند و در پیکار بزرگ تر و مبارزه با خودپرستی و خودمحوری شکست خوردند؛ و این موضوع امکان آن را ایجاد می کرد که انقلاب اسلامی در آغاز شکوفایی شکست خورده و تداوم نیابد. همین خطر در حال حاضر پس از پیروزی انقلاب تکوین یافته و روز به روز رشد آن بیشتر می شود. خودمحوری ها و خود-پرستی ها هر روز سازمان و گروه حزب تازه ای می-سازند و اعلام موجودیت می کنند و هرکس در اندیشه به دست آوردن امتیاز بیشتر برای گروه خویش است.
هرچند آن امتیاز به قیمت تخریب و انهدام گروه دیگری باشد. تنها چیزی که کمتر به فکر این گروهها می رسد، سرنوشت انقلاب است و این بزرگ ترین خطری است که انقلاب اسلامی را تهدید می کند. معلوم نیست چرا این گروهها از سرنوشت انقلاب اسلامی در آغاز شکوفایی.در صدر اسلام درس نمی گیرند که اگر شایسته حکومت علی(ع) نبودیم بر اساس سنت اجتناب ناپذیر آفرینش، باید در انتظار حکومت حجاج بود.
 
پایان سخن
 
انقلاب اسلامی ایران به این حقیقت اساسی در تجارب ملتها و انقلابها و دولتها اعتبار بخشید و آن اینکه انقلابی که به خواست ملت توجه کند و دولتی که نماینده شخصیت و فرهنگ مردم باشد، پایدار خواهد بود. در جهان معاصر انقلابهای متعددی علیه استعمارگران و حاکمان به پا شده و در پی آن قدرتهای انقلابی متعدد شکل گرفت. اما چون از آن پشتوانه قوی و گسترده مردمی برخوردار نبودند به تدریج رو به افول گذاشتند.
 
در انقلاب اسلامی حتی گروه های کوچک مخالف چاره ای جز پیوستن به رودهای خروشان توده های مردم مسلمان را نداشتند و در این راه ناچار شدند از طرح شعارهای خودشان خودداری کنند تا مورد اعتراض مردم قرار نگیرند.
 
آنچه که در عمده حرکات، اعتصابات و راهپیمایی ها مشهود بود، خواسته های کلیدی بود که بخشی به نفی و سقوط رژیم پهلوی باز می گشت و بخشی سابقه دینی محض داشته و در برقراری حکومت اسلامی خلاصه می شد با اهدافی که پرچمدار نهضت یعنی امام خمینی(ره) آن را تعیین و مطرح می نمودند.
 
اوج نهضت امام خمینی(ره) و ملت ایران در ایامی است که به نحوی به امام حسین (ع) و نهضت کربلا پیوند خورده است (تاسوعا، عاشورا، اربعین و...) و این نکته فرضیه این نوشتار را در تبیین نقش پر رنگ مردم در بقا و ماندگاری انقلاب اسلامی بهتر اثبات می کند.
 
از تفاوتهای قیام 15 خرداد 42 با قیام مردم در سال 1357 یکی فراگیر شدن نهضت 1357 و دیگری مجرب تر شدن و عمیق تر شدن نیروهای مردمی وارد در عرصه است که علاوه بر اینکه نفی حکومت پهلوی خواسته می شد بر طرح بحث حکومت اسلامی در مقام اثبات نیز تأکید می شد و از رهبران تا مردم همه می دانستند که به جای حکومت پهلوی حکومت اسلامی جایگزین خواهد شد. در عین حال مسیر کلی نهضت در 1357 همان چیزی بود که در سال 1342 تعیین شده بود و رهبری، اهداف مبارزه و... در سال 1357 در راستای شعارها و اهداف نهضت 15 خرداد بوده است.
 
انفجار نهضت امام خمینی(ره) هرچه از نظر زمانی به طرف پیروزی انقلاب می گذشت از نظر شرکت کنندگان و آحاد و اقشار مختلف نهضت فراگیرتر می شد تا حدی که در اواخر نظامیان نیز به ملت می پیوستند و خواسته های سایر مردم را داشتند.
 
در مجموع قیام حضرت امام خمینی(ره) و ملت ایران و خواسته های آنها و انعکاس جریانات به داخل و خارج از کشور باعث تقویت موج اسلام خواهی و اسلام گرایی در سطح داخل و خارج از کشور می شد.
از تبعات این تحول آن بود که در روحیه نسل جوان کشور تحول اساسی در جهت رو ی آوردن به ارزشهای اسلامی دینی دیده می شد و فداکاری و رشادت، ایثار و شهادت طلبی و... در فضای نهضت موج می زد.
 
اگر وحدت مردمی، حضور میلیونی و آرام، خواسته های معنوی و بلند، زیر بار ذلت نرفتن و برای رهایی از سلطه مبارزه کردن و در یک کلام اگر عزت خواهی و کرامت طلبی ارزش است و می توان بدان افتخار نمود ملت ایران به جهت باورهای دینی و شیعی، خصوصاً تأثیرپذیری از عزت خواهی و ذلت-گریزی کربلا و نهضت حسینی، متحدانه به دنبال خواسته های معنوی بوده و در پای اهداف بلندش خون داد، سختیها را تحمل نمود، زندانها را کشید و حاضر نشد زیر بار ذلت و ستم داخلی و یا استعمار خارجی و ابرقدرتها برود و با صبر و مقاومت حکومت جابر را نفی و حکومت اسلامی را تأسیس نمود.
 
اگر چه در سده اخیر ملت ایران با نهضت منبعث از 15 خرداد که سومین نهضتی بود که پس از نهضت مشروطه و نهضت ملی نفت تجربه می کرد، اما این نهضت جدای از ضد استبدادی و ضد استعماری بودن از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار بود که یک بخش آن در فراگیر بودن وحدت مردمی جلوه کرد و بخش دیگری در پیوند عمیق بین رهبر و مردم و امام و امت ظهور نمود. نهایتاً روشن بودن راه و مقصود و خواسته ها از سوی رهبری نهضت بود که به هیچ وجه و برای هیچ کس حاضر به معامله نبودند. به عنوان شاهد در ماه آخر نهضت امام خمینی(ره) مکرر بر روی سه اصل تأکید نموده و حتی پذیرش نخبگان سیاسی- مذهبی را منوط به پذیرفتن این اصول نموده بودند.
 
آن اصول عبارتند از:
1- نفی سلطنت پهلوی
2- نفی رژیم سلطنتی و
3- نهایتاً خواستن حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی که متکی به آرای عموم مردم است.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم نقشی در تعیین سرنوشت خود نداشتند. رژیم پهلوی نقش قابل توجه و موثری برای مردم در نظر نگرفته بود و آراء و نظرات و خواست مردم برای آنها ارزشی نداشت.
اما این انقلاب اسلامی بود که بر این سیاست و بینش خط بطلان کشید و موجب گردید که مردم دارای نقش اصلی و تعیین کننده ای در مهمترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه پرسی ها و نیز اداره کشور در چهارچوب حکومت اسلام بشوند.
در تفکر اسلامی تعیین نوع حکومت و حاکمان (مسئولان عالی جامعه اسلامی) بر عهده مردم است.
 
این مردم هستند که به طور مستقیم رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، اعضای شوراهای اسلامی شهر و... را انتخاب می کنند و همین مردم مهم ترین رکن حکومت یعنی ولی فقیه و رهبری جامعه را توسط خبرگان رهبری که توسط مردم انتخاب شده اند، برمی گزینند. در کل، انقلابها و به خصوص نهضت های اسلامی ثابت نموده است که هر گاه مردم وارد مبارزه شده اند آن انقلاب و نهضت به پیروزی رسیده است و هر گاه همراهی نکرده اند آن نهضت به شکست انجامیده است. بدون شک مهم ترین وجه تمایز انقلاب اسلامی نسبت به انقلاب های دیگر حضور گسترده و همه جانبه مردم در انقلاب بوده و هست که این حضور با دیگر کشورها فرق اساسی داشت. پیروزی انقلاب های بزرگ جهان نتیجه شرکت گروهی از مردم اعم از کارگران، دهقانان یا بورژواها بود در صورتی که پیروزی انقلاب اسلامی ایران نتیجه شرکت گروه و یا طبقه خاص نبود بلکه همه به جز عده معدودی به صورت گسترده و یکپارچه علیه رژیم پهلوی دست به قیام زده خواستار براندازی رژیم شاهنشاهی و ایجاد حکومت اسلامی شدند. این حضور گسترده مردم ایران در انقلاب باعث تعجب جهانیان گردیده است، به طوری که هر کدام از آنها به فرا خور شناخت خود در باره این حضور اظهار نظر کرده اند. در نتیجه این مردم هستند که با هر قدم خود به سوی ثبات یا عدم ثبات یک نظام پیش می روند. با توجه به سخنانی که از امام علی(ع) گفته شد، اگر مردم در این نظام خصلتهای نابجا را فراموش کرده و از خطرهای در کمین دوری و آنها را شناسایی کنند و با آن به طور معقولانه ای برخورد کنند این نظام همچنان پایدار می ماند و اگر راهی برای مقابله با مشکلاتی که از دیدگاه امام علی بیان شد نیندیشند، نظام با مشکل مواجه خواهد شد.
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در پنجشنبه 3 بهمن 1392ساعــت09:20 ق.ظ تــوسط عظیم جان آبادی | نظرات ()
طبقه بندی: نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران،